برای دیدن بقیه مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید
ی دو روز پیش مقالهای را در تازهترین شماره مجله «نیوساینتیست» خواندم. خلاصهاش را در زیر مینویسم. توصیه میکنم دانشآموختگان فیزیک متن کامل مقاله را بخوانند:
بیشتر کیهانشناسان معتقدند که گیتی، در طی انفجار بزرگ یا Big Bang از یک منبع یگانه پدیدار آمده است. ولی اکنون دانشمند در حال تحقیق روی این مسئله هستند که دنیا ممکن است از بقایای حاصل از مرگ دنیایی دیگر به وجود آمده باشد.
تئوریای که به این مسئله اشاره میکند، کیهانشناسی کوانتوم چرخهای loop quantum cosmology یا اختصارا LQC نام دارد. این تئوری، مکانیک کوانتوم و تئوری جاذبه اینشتین را با هم ترکیب میکند. دو دانشمند به نام مارتین بوجوالد و ابهت اشتکار بیش از بقیه روی این تئوری کار کردهاند، این دو زاده شدن دنیا را مدلسازی کردهاند تا از این طریق بتوانند به صورت ریاضی روند زایش دنیا را مورد بررسی قرار دهند.
LQC بر خلاف نسبیت عام که از تبیین Big Bang در میماند، چنین ضعفی ندارد. به سبب بینهایت بودن دما، چگالی و جاذبه در لحظه زایش دنیا، معادلات نسبیت عام از دادن توضیح ناتوان هستند.
با شبیهسازی دنیا و مشاهده آن در یک سیر زمانی معکوس، میبینیم که جهان کنونی ما، کوچکتر و کوچکتر میشود، تا حدی که این انقباض به جدی برسد که به لحظه زایش آن برسیم، اما مطابق مدلسازیهای LQC ، جهانی دیگر قبل از زایش دنیا هم وجود داشته است. جهان دیگری که لحظه به لحظه منفبضتر میشده تا همان ماده پرچگال زاینده دنیای کنونی ما را به وجود آورد.
به عبارت دیگر LQC به جای تئوری شناخته شده کنونی که فقط یک دنیای متولد شده از ماده بسیار پرچگال واحد را را توضیح میدهد، معتقد به مرگ و بازآفرینی چرخهای دنیاهاست. مطابق این تئوری دنیای کنونی ما هم بعد از مدتی متعاقب انقباض پیش رونده، به یک ماده پرچگال تبدیل خواهد شد و پس از آن دنیایی دیگر از آن زاده خواهد شد.
تصور میکنم LQC همان طور که میتواند برای دانشآموختگان فیزیک و یا علاقهمندان آماتور فیزیک و نجوم جالب باشد، میتواند تعبیرهای فلسفی و شاعرانه زیادی هم در پی داشته باشد.